اقطاعی

مترادف‌ها

فئودال، زمین‌دار

متضادها

رعیت، کارگر

لغت نامه دهخدا

اقطاعی. [ اِ ] ( ص نسبی ) منسوب به اقطاع: چشمه ها و دیه ها که بعضی ملکی است و بعضی اقطاعی. ( فارسنامه ابن بلخی ). ناحیتی است در این مرغزار اقطاعی و ملکی. ( فارسنامه ابن بلخی ). رجوع به اقطاع شود.

جمله سازی با اقطاعی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در گذشته به شهرستان بافت اقطاع افشار می‌گفتند، اقطاعی‌ها فارس و افشارها ترک هستند، در گذشته اقطاعی‌ها ۲۴۰ سرباز به دولت می‌داده‌اند و افشارها به دلیل جنگاوری و مهارت در سوارکاری ۱۰۰۰ سوارکار به دولت می‌داده‌اند. وزیری کرمانی مورخ قاجار در شرح ایل افشار کرمان آورده: در آن زمان در ایل افشار ۳۰۰ سوار و ۷۰۰ تفنگچی خوب و پر دل بودند که در جنگ با چماق و شش پر شرکت می‌کردند و بیش از تفنگچیان ایلات دیگر مهارت نشان می‌دادند.

💡 در دوران گذشته، نظام اقطاعی باعث شده بود که بخش بزرگی از ثروت و زمین‌های کشاورزی در اختیار عده‌ای معدود از اشراف قرار بگیرد و کشاورزان بی‌پناه بمانند.

💡 تاریخ اقتصادی ایران نشان می‌دهد که ساختارهای اقطاعی و مالکیت‌های بزرگ زمین، تأثیر بسیار زیادی بر شکل‌گیری تفاوت‌های طبقاتی و مشکلات اجتماعی در قرن‌های گذشته داشته است.

💡 بسیاری از اصلاحات ارضی که در دهه‌های اخیر انجام شد، با هدف پایان دادن به نظام اقطاعی و بازگرداندن حق مالکیت زمین به کشاورزان واقعی صورت گرفت.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران