قصوی

لغت نامه دهخدا

قصوی. [ ق ُص ْ وا ] ( ع ن تف ) غایت دور. ( منتهی الارب ).تأنیث اقصی، به معنی غایت بعیده. ( اقرب الموارد ).
- غایت قصوی؛ هدف دور.
|| ( اِ ) کرانه وادی.( منتهی الارب ). طرف وادی. ( اقرب الموارد ). رجوع به قصیا شود.
قصوی. [ ق ُص ْ وی ی ] ( ص نسبی ) نسبت است به قُصی. ( منتهی الارب ). رجوع به قُصی شود.

فرهنگ فارسی

مونث اقصی به معنی دورتر، دورترین
( صفت ) مونث اقصی. یا غایت قصوی. دورترین غایت مقصود نهایی.
نسبت است به قصی

جمله سازی با قصوی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پس در اشعار فصحا گردیده شعری که ناخنی بر دل زند و تأثیری در نفس کند نیافت، مگر بیتی از غزل‏های حافظ شیرازی قدس سره که بعضی مناسب مطلوب بود، و بعضی به صرفی از معنی با تصرفی در لفظ مناسب می‏توانست شد، با آن که در بلاغت و فصاحت مرتبه قصوی و در حسن و ملاحت رتبه علیا و در شیوع و شهرت به حدی رسیده که در بلاد عالم سایر و بر السنه بنی آدم دایر بود.

💡 لنگ لنگانه ز دنبال رسید تاخت تا غایه قصوی فرسم

💡 وهُوَ شاه خلیل اللّه بن خلیفه ابراهیم مذکور است. مراتب سیرو سلوک رادر خدمت والد ماجدش به اتمام رسانیده و به مدارج اعلی و معارج قصوی ترقی نموده. از اوست:

ایلی یعنی چه؟
ایلی یعنی چه؟
قم اللیل یعنی چه؟
قم اللیل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز