افهم
مترادفها
میفهمم، درک میکنم
لغت نامه دهخدا
افهم. [ اَ هََ ] ( ع ن تف ) داناتر. بافهم تر.( ناظم الاطباء ). مفهوم تر. ( یادداشت مؤلف ): و هو [ ای الدب ] من افهم الحیوان. ( ابن البیطار ).
فرهنگ فارسی
بافهم تر، داناتر
( صفت ) فهمیده تر با فهم تر.
جمله سازی با افهم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بک الفخار ولکن بهیت من سکر فلست افهم لی مفخرا و لا عارا