لغت نامه دهخدا
افنی. [ اَ نا / اَ ] ( ع ص ) شَعر افنی؛ موی دراز و نیکو. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( زوزنی ).
افنی. [ اَ نا / اَ ] ( ع ص ) شَعر افنی؛ موی دراز و نیکو. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( زوزنی ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اعضای مشهور از جمله ایلین براون، استوکلی کارمایکل، فرد همپتون، ایلدریج کلیور، کتلین کلویر، آنجلا دیویس، دیوید هیلارد، جورج جکسون، آساتا شاکور و افنی شکور (افنی شکور مادر توپاک شکور رپر نامدار آمریکایی هست) بودند.
💡 ابشر ثم ابشر یا مؤتمن اقترب الوصل و افنی المحن
💡 گفته میشود که افنی شکور در ۲۰ ژوئیه ۲۰۰۷ در دادگاه فدرال بود تا دستورالعملی را برای جلوگیری از فروش دث رو رکوردز از مواد توزیع نشده منتشر شده از توپاک ارائه کند، زیرا این شرکت نتوانست اثبات کند که آهنگهای منتشر نشده بخشی از توافق ورشکستگی آن نیست.
💡 إذا لاقَیْتُ ذَاکَ الضَّوْءِ أَفْنِی فَلاَ افنی یَمْیِنی عَنْیَسَارِی
💡 فکشف جمال الوجه افنی مظاهرا لان تجلی الذات للکل قاهر
💡 قد کان فی ضمیری منه تصورا من صورةالجلالة افنی تصوری