لغت نامه دهخدا
افغام. [ اِ ] ( ع مص ) پر کردن از بوی خوش مکان را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). جای کسی را ببوی خوش پر کردن. ( از اقرب الموارد ). || پرکردن خنور را از آب. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). پر کردن ظروف را. ( از اقرب الموارد ).
افغام. [ اِ ] ( ع مص ) پر کردن از بوی خوش مکان را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). جای کسی را ببوی خوش پر کردن. ( از اقرب الموارد ). || پرکردن خنور را از آب. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). پر کردن ظروف را. ( از اقرب الموارد ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز افغام آن قوم اندوهگین گرستند جنبنده گان زمین