لغت نامه دهخدا
افعی زرفام. [ اَ ی ِ زَ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کلک و زبانه آتش. ( مؤید ):
خضر ز توقیع تو سازد تریاق روح
چون ز کفت برگشاد افعی زرفام فم.خاقانی.|| کنایه از فلک و زمانه است. ( آنندراج ) ( هفت قلزم ). و رجوع به افعی شود.
افعی زرفام. [ اَ ی ِ زَ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کلک و زبانه آتش. ( مؤید ):
خضر ز توقیع تو سازد تریاق روح
چون ز کفت برگشاد افعی زرفام فم.خاقانی.|| کنایه از فلک و زمانه است. ( آنندراج ) ( هفت قلزم ). و رجوع به افعی شود.
کلک و زبانه آتش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خضر ز توقیع تو سازد تریاک روح چون به کفت برگشاد افعی زرفام فم