لغت نامه دهخدا
افخار. [ اِ] ( ع مص ) افزون داشتن یکی را بر دیگری در فخر. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). کسی را بر کسی فخر نهادن. ( تاج المصادر بیهقی ). || فرزند نیکو آوردن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
افخار. [ اِ] ( ع مص ) افزون داشتن یکی را بر دیگری در فخر. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). کسی را بر کسی فخر نهادن. ( تاج المصادر بیهقی ). || فرزند نیکو آوردن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
افزون داشتن یکی را بر دیگری در فخر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از شمس دین چه آید جز افخار دین لابد که باز باز پراند ز آشیان