افتحار

لغت نامه دهخدا

افتحار. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) ازخود کردن کاری را. || از خود آوردن سخن ورأی را و پیروی ناکردن در آن کسی را. ( منتهی الارب )( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). کلام و رأی بنظر خود آوردن و در آن از کسی پیروی نکردن. ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

از خود کردن کاری

جمله سازی با افتحار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 "من مرزها و پویایی قدرت را کاملاً درک نکرده و به آن افتحار نمی‌کنم. من صادقانه می‌توانم بگویم که هرگز به عمد به شخص دیگری صدمه نزده‌ام. اما برای افراد آسیب دیده بسیار متاسفم. من همه انتقادات و اتهامات را بسیار جدی می‌گیرم و برای رسیدگی به آنها به دنبال مشاوره و راهنمایی خواهم بود. "

قمبل یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز