لغت نامه دهخدا
اعذر. [ اَ ذَ ] ( ع ن تف ) نعت تفضیلی از عذر. معذورتر: و ضم الیه [ الی کتاب العروض ] باباً فی علم القوافی... و لم اره کبیر عمل و لو نسخ کتاب ابی الحسن الاخفش لکان اعذر عندی. ( معجم الادباء یاقوت ج 2 ص 76 ).
اعذر. [ اَ ذَ ] ( ع ن تف ) نعت تفضیلی از عذر. معذورتر: و ضم الیه [ الی کتاب العروض ] باباً فی علم القوافی... و لم اره کبیر عمل و لو نسخ کتاب ابی الحسن الاخفش لکان اعذر عندی. ( معجم الادباء یاقوت ج 2 ص 76 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حیث کاوا اشد و کنا و اقوی عده منهم و اعذر قولا
💡 روی ابو هریرة قال قال رسول اللَّه (ص): «من عمّره اللَّه ستّین سنة فقد اعذر الیه فی العمر».