اصنع

این واژه از نظر زبان‌شناختی دارای دو کاربرد مهم و متمایز در زبان عربی و متون فارسی متأثر از آن است که باید بر اساس سیاق جمله معنا شود:

در کاربرد نخست، «اِصنَع» فعل امر از ریشه «صَنَعَ» است و به معنای «بساز»، «درست کن»، «انجام بده» یا «پدید آور» به کار می‌رود و معمولاً برای خطاب به یک فرد مفرد مذکر استفاده می‌شود؛ مانند «اِصنَع معروفاً» که به معنای «کار نیک انجام بده» است. 

در کاربرد دوم، که در منابع لغوی کهن مانند ناظم‌الاطباء و شواهدی از متون قدیم آمده، «أَصنَع» به صورت اسم تفضیل به کار رفته و معنای «صنعتگرتر»، «ماهرتر»، «چیره‌دست‌تر» و «با‌صنعت‌تر» می‌دهد. در این معنا، واژه برای بیان برتری فرد یا چیزی در مهارت، ساختن یا توانایی انجام کار به کار می‌رود؛ چنان‌که در تعبیر «هو اصنع من ارضة» مقصود آن است که «او از موریانه یا دیوچه نیز در ساختن و مهارت، چیره‌دست‌تر است». 

همچنین در برخی منابع، این واژه به معنای «نیکوتر» و «بهتر» نیز آمده است که نشان‌دهنده توسعه معنایی آن از مهارت فنی به کیفیت برتر است. امثال و تعبیراتی مانند «اصنع من دودالقز» یا «اصنع من نحل» نیز برای نشان دادن نهایت مهارت و ظرافت در ساختن به کار رفته‌اند، زیرا این موجودات در فرهنگ سنتی نماد نظم و آفرینش دقیق شمرده می‌شدند. در نتیجه، این واژه از نظر ادبی و لغوی، واژه‌ای چندوجهی و دارای ارزش معنایی گسترده در متون کلاسیک است.

لغت نامه دهخدا

اصنع. [ اَ ن َ ] ( ع ن تف ) صنعتگرتر. صانعتر. باصنعت تر. ( ناظم الاطباء ): و یقال ان اهل هذه الجزائر لایکون اصنع منهم. ( اخبار الصین والهند ص 3 ).
- امثال:
اصنع من تنوط.
اصنع من تنوطة.
اصنع من دودالقز.
اصنع من سرفة.
اصنع من نحل.
هو اصنع من ارضة؛ او از موریانه یا دیوچه صانعتر است.
|| نیکوتر. ( ناظم الاطباء ).
اصنع. [ اَ ن َ ] ( ِاخ )ابن یحیی. یکی از پزشکان اندلس بود که در نیمه اول قرن پنجم هجری میزیست. ( از طبقات الامم قاضی صاعد ).

فرهنگ فارسی

ابن یحیی یکی از پزشکان اندلس بود که در نیمه اول قرن پنجم هجری میزیست.

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] ریشه کلمه:
صنع (۲۰ بار)

جمله سازی با اصنع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حزنی فرحی و قتلتی احیایی ما اصنع یا قوم دوایی دایی

💡 در دنیا و آخرت سلامت دل از آفات بشریّت و عافیت تن از انواع بلیّت. گفتم: «ما اصنع لنجاتی»؟