دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی أَشْفَقْنَ: ترسیدند
ریشه کلمه:
شفق (۱۱ بار)
(به فتح ش -ف) سرخی مغرب پس از غروب آفتاب. از ائمه طاهرین علیهم السلام نقل است که شفق را سرخی مغرب فرمودهاند مالک، شافعی،اوزاعی، و غیره نیز چنین گفتهاند ولی ثعلب آن را سفیدی معنی کرده است، فرّاء گوید: بعضی از عرب را شنیدم میگفت: این لباس سرخ است مثل شفق (مجمع). به قول راغب اشفاق عنایتی است آمیخته به خوف چون با «من» متعدی شود معنی خوف در آن ظاهرتر است و چون با «فی» باشد معنی اعتنا در آن آشکارتر میباشد. طبرسی فرموده: اشفاق خوف از وقوع مکروه است با احتمال عدم وقوع.. بنابر قول راغب: آنها از قیامت ترسی آمیخته با اعتنا به آن دارند آیه. همه آیات اشفاق در قرآن کریم با «من» آمده حتی آیه. که در تقدیر «مِنْ اَنْ تُقَدِّموا» است مگر آیه. که با «فی» آمده است و آن بنابر قول شبرسی خائفان و بنابر قول راغب اعتنا کنندگان است و چندان فرقی ندارند. *،. در «خشیة» از راغب نقل کردیم که آن ترسی آمیخته با تعظیم است. سپس گفتیم: این سخن کلّیت ندارد و تعظیم از مضاف الیه خشیت استفاده میشود. علی هذا به نظر من خشیة در دو آیه فوق به معنی عظمت و مهابت به کار رفته یعنی: آنها از عظمت و مهابت پروردگار خویش خائف اند و به آن اعتنا دارند چنانکه درحوم فیض در صافی و بیضاوی در تفسیر خود آن را مهابت و بیضاوی در تفسیر خود آن را مهابت و عظمت گفتهاند.