اشفار

لغت نامه دهخدا

اشفار. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ شُفْر و شَفْر. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). رجوع به شفر شود.
اشفار. [ اَ ] ( اِخ ) شهری است در نجد از سرزمین مهرة نزدیک حضرموت در اقصای یمن. ( از معجم البلدان ).

جمله سازی با اشفار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 یوسف گفت از بهر خدا بگوی که چه میکند آن پیر، حالش چون است و کجا نشیند؟ گفت از خلق نفرت گرفته و از خویش و پیوند باز بریده و صومعه‌ای ساخته و آن را بیت الاحزان نام کرده، پیوسته آنجا نماز کند و جز گریستن و زاریدن کاری ندارد، وانگه چندان بگریسته که همه مژگان وی‌ ریخته و اشفار چشم همه ریش کرده و بگاه سحر از صومعه بیرون آید و زار بنالد چنانک اهل کنعان همه گریان شوند، گوید آه کجا است آن جوهر صدف دریایی؟ کجا است آن نگین حلقه زیبایی؟

دیوث یعنی چه؟
دیوث یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز