اسیر طبع

لغت نامه دهخدا

اسیر طبع. [ اَ رِ طَ ] ( ترکیب اضافی، ص مرکب ) اسیر طبع مخالف. گرفتار نفس اماره. ( مؤید الفضلاء ) ( آنندراج ) ( هفت قلزم ).

فرهنگ فارسی

اسیر طبع مخالف گرفتار نفس اماره.

جمله سازی با اسیر طبع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 غلام عزم تو صرصر مطیع رای تو اختر یتیم دست تو گوهر اسیر طبع تو عمان

💡 دیو گوید ای اسیر طبع و تن عرضه می‌کردم نکردم زور من

کس ننه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
چسی یعنی چه؟
چسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز