لغت نامه دهخدا
اسیرجای.[ اَ ] ( اِ مرکب ) زندان خانه. اسیرخانه:
نگارخانه چین است این، نه زلف و رُخ است
اسیرجای دل است این، نه طره گیسوست.حیاتی گیلانی.
اسیرجای.[ اَ ] ( اِ مرکب ) زندان خانه. اسیرخانه:
نگارخانه چین است این، نه زلف و رُخ است
اسیرجای دل است این، نه طره گیسوست.حیاتی گیلانی.
زندان خانه اسیر خانه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 غنچه باغ فراقش هر دم از شوخی اسیر جای بو بیهوشدارو در دماغم کرده است