اسمال

لغت نامه دهخدا

اسمال. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ سَمَل. رجوع به سَمَل شود.
اسمال. [ اِ ] ( ع مص ) کهنه شدن جامه. کهن شدن. ( یادداشت مؤلف ). || صلح دادن میان دو کس. اصلاح کردن کار مردم: اسمل بینهم اسمالاً؛ صلح کرد میان ایشان.( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ) ( از اقرب الموارد ) ( ازآنندراج ). || پاک کردن حوض از گل و لای.

جمله سازی با اسمال

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ایزوبل «ایزی» میکل اسمال (زادهٔ ۲۲ مارس ۱۹۹۶) هنرپیشه بریتانیایی است که تاکنون در فیلم‌های بلند سینمایی و برنامه‌های تلویزیونی مختلف ظاهر شده‌است.

💡 دور اول گزینشی، شامل شانزده بازی بین ۳۲ تیم بود. ۱۶ تیم باقیمانده از ۱۸ تیم لیگ دسته اول فوتبال، همراه با اسمال هیث، برنلی و لستر از لیگ دسته دوم فوتبال و ساوتهمپتون، میلوال اتلتیک و تاتنهام هاتسپر از لیگ دسته یک جنوبی، از این دور رقابت کردند. و به ده تیمی پیوستند که در دور میانی پیروز شدند.

💡 پیگمالیون نام تیزس اسمیت در استنفورد است. این تیزس حاوی دو ابتکار جدید است: مفاهیم آیکن‌های کامپیوتر و برنامه‌نویسی توسط نمایش. اسمیت پس از مجسمه‌ساز مشهور پیگمالیون از افسانه‌های رومی، نام این برنامه را پیگمالیون گذاشت. این برنامه در زبان کاملاً جدید برنامه‌نویسی، اسمال تاک در کامپیوتر شخصی کاملاً جدید زیراکس آلتو به کار برده شده‌است.

دیوث یعنی چه؟
دیوث یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز