لغت نامه دهخدا
استاج. [ اِ ] ( ع اِ ) چوبکی است میان کاواک که بر آن پنبه ریسیده را برای تافتن پیچند. || یا چیزی که رشته را از دوک بدست بر آن پیچند. ( منتهی الارب ). اِستیج.
استاج. [ اِ ] ( ع اِ ) چوبکی است میان کاواک که بر آن پنبه ریسیده را برای تافتن پیچند. || یا چیزی که رشته را از دوک بدست بر آن پیچند. ( منتهی الارب ). اِستیج.
چوبکی است میان کاواک که بر آن پنب. ریسیده را برای تافتن بپیچند.
💡 اگرچه شهرستان سبزوار به عنوان یکی از شهرهای کویری ایران شناخته میشود؛ اما مناطق ییلاقی متعددی را نیز در خود جای داده که با جاذبههای طبیعی و زیبای خود، محبوبیت زیادی در بین مسافران و گردشگران پیدا کرده است. ازجمله مناطق ییلاقی پرطرفدار سبزوار میتوان به درههای سرسبز،باغخیرات، استاج، ششتمد، افچنگ، طبس، و... اشاره کرد که اغلب آنها، بخش بزرگی از آبادیهای رشتهکوههای البرز شرقی را در برگرفتهاند.
💡 روستا استاج از توابع بخش روداب شهرستان سبزوار است که از شمال به کوه معراج و از جنوب به کوه بهارستان محدود میشود.