لغت نامه دهخدا
ارگلی. [ اَ گ َ ] ( مغولی، اِ ) گوسفند دشتی. ( آنندراج ) ( ذیل و تتمه برهان قاطع چ هند ). رجوع به ارغالی شود.
ارگلی. [ اِ رِ ] ( اِخ ) رجوع به ارکله و هراکله شود.
ارگلی. [ اَ گ َ ] ( مغولی، اِ ) گوسفند دشتی. ( آنندراج ) ( ذیل و تتمه برهان قاطع چ هند ). رجوع به ارغالی شود.
ارگلی. [ اِ رِ ] ( اِخ ) رجوع به ارکله و هراکله شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در ۱۹۳۸ به دلیل ابتلا به بیماری سل مجبور شد یک سال از مدرسه و آموزش فاصله بگیرد. به دلیل فاصلهای که از فضای آموزشی گرفته بود، پس بازگشت مجدد به تحصیل در سال بعد نیز موفق به ادامه تحصیل نشد. پس مدرسه را رها کرد و به عنوان دستیار مسئول مالی واردات در شرکت زغال سنگ ارگلی، مشغول به کار شد.