لغت نامه دهخدا
ارکه. [ اَ رِ ک َ ] ( ع ص ) شتر مبتلی بدرد شکم از خوردن اراک. || ارض ارکه؛ زمین اراک ناک.
ارکه. [ اَ ک َ ] ( اِخ ) نام جائی است. ( آنندراج ).
ارکه. [ اَ رِ ک َ ] ( ع ص ) شتر مبتلی بدرد شکم از خوردن اراک. || ارض ارکه؛ زمین اراک ناک.
ارکه. [ اَ ک َ ] ( اِخ ) نام جائی است. ( آنندراج ).
شتر مبتلا به درد شکم از خوردن اراک
آرکه. آرکه ( به اسپانیایی: Arque ) یک منطقهٔ مسکونی در بولیوی است که در شهرداری آرکه واقع شده است. آرکه ۴۸۷ نفر جمعیت دارد و ۳٬۲۷۲ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تیر نگاهت ارکه صفی را از پا فکند شاید که از کمانه او رستم اوفتد
💡 شیب جامه بسر خود عوض دستاری کس نبست ارکه ببست است گنه کرد نکرد
💡 عشق بست ارکه دو عالم همه راگردون و دست در کمندش اثر از قوت بازوی تو بود
💡 نبودی نبی را نبوّت مسلّم به روز غدیر، ارکه منبر نمی زد
💡 ز من هم ارکه بپرسی تو، ایدآل، آن است همین مقدمهٔ انقلابِ ایران است
💡 دانستم ارکه آخر کار این است با تو نبستم اول پیمان را