اخلی

لغت نامه دهخدا

اخلی. [اَ لا ] ( ع ن تف ) نعت تفضیلی از خلو و خلاء. خالی تر.
- امثال:
اخلی من جوف حِمار؛ قالوا هو رجل من عاد و جوفه واد کان یحله ذوماء و شجر فخرج بنوه یتصیدون فاصابتهم صاعقة و اهلکتهم فکفر و قال لااعبد رباً فعل ذا ببنی. ثم دعا قومه الی الکفر فمن عصاه قتله فاهلکه اﷲ و اخرب وادیه فضربت العرب به المثل فی الخراب و الخلاء فقالوا اخرب من جوف حمار و اخلی من جوف حمار. ( مجمعالامثال میدانی ).

فرهنگ فارسی

خالی تر

جمله سازی با اخلی

💡 از اقوام ساکن در این روستا، می‌توان طایفه‌های خاندوزی، اخلی، حسینی، منصوری و اسدی را برشمرد.

💡 روستا دارای چندین چشمه بوده که معروفترین آن‌ها چشمه اخلی و ساق با آبدهی ۴۰ – ۱۰ لیتر برثانیه و چشمه سار بیشه که شامل چندین چشمه بوده که از آن‌ها در کشاورزی استفاده می‌شود.

دپارتمان یعنی چه؟
دپارتمان یعنی چه؟
سکه زدن یعنی چه؟
سکه زدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز