اختیار کرده

لغت نامه دهخدا

اختیارکرده. [ اِ ک َ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) مختار. برگزیده. منتخب:
ای اختیارکرده سلطان روزگار
لابل که اختیار خداوند ذوالمنن.فرخی.قضاة و صاحب بریدان که اخبار انهاء میکنند اختیارکرده حضرت ما باشند. ( تاریخ بیهقی ). ایشانرا میباید آزمود تا تنی چند از ایشان اختیار کرده آید. ( تاریخ بیهقی ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) مختار منتخب برگزیده.

جمله سازی با اختیار کرده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ذوالنّون گوید نشان مراقبت ایثار کردنست آنچه خدای عَزّوَجِلّ اختیار کرده باشد و بزرگ داشتن آنچه خدای تعالی بزرگ داشتست و حقیر داشتن آنچه خدای حقیر داشتست.

💡 :«درویشی به نزدیک من دوست‌تر از توانگری و بیماری دوست‌تر از تندرستی.» حسین رضی اللّه عنه گفت: «رحمت خدای بر بوذر باد، اما من گویم: هرکه را بر حسنِ اختیار خدای اشراف افتد هیچ تمنا نکند؛ به‌جز آن که حق تعالی وی را اختیار کرده باشد.»

💡 و از استاد ابوالقاسم قشیری رضی اللّه عنه شنیدم که گفت: «مردمان اندر فقر و غنا، هر کسی سخن گفته‌اند و خود را چیزی اختیار کرده و من آن اختیار کنم که حق مرا اختیار کند و مرا اندر آن نگاه دارد. اگر توانگر داردم غافل و گذشته نباشم و اگر درویش داردم حریص و معرض نباشم.»

💡 و گفت: رضا آنست که بدل بدو چیز نظاره کند یکی آنکه بیند که آنچه در وقت به من رسید مرا در ازل این اختیار کرده است و دیگر آنکه بیند که مرا اختیار کرد آن چه فاضلتر است ونیکوتر.

💡 به بیانی دیگر زمانی که مرد بیش از یک زن اختیار کرده باشد، برای مثال ۲ زن داشته باشد آن ۲ زن را هَوُوی یکدیگر می‌دانند.

لس شدن یعنی چه؟
لس شدن یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز