اتقی

لغت نامه دهخدا

اتقی. [ اَ قا ] ( ع ن تف ) متقی تر. پارساتر. پرهیزگارتر.

فرهنگ عمید

۱. پرهیزکارتر، پارساتر.
۲. حفظ کننده تر.

فرهنگ فارسی

پرهیزکارتر، پارساتر

جمله سازی با اتقی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِینَ ای العاقبة المحمودة لمن اتقی عقاب اللَّه بأداء اوامره و اجتناب معاصیه.

💡 گرت بود هوس دلبران پرده لطف بیا که جلوه کنانند وقت اتقی من