اباله

لغت نامه دهخدا

اباله. [ اِب ْ با ل َ / اِ ل َ ] ( ع اِ ) گروه و گله، از پرندگان و اسبان و شتران. || پی درپی آینده از آنان. || پشته هیمه. پشتواره کاه. دسته و بافه گیاه. بند کلان. پشتاره کلان: ضغث علی اباله؛ سختی بر سختی. بلیتی بر بلیتی. قوز بالا قوز. خصبی بر خصبی. فراخی و ارزانی بر فراخی و ارزانی دیگر.نور علی نور. ج، ابابیل. || سیاست. || زه چاه. || یاران و قبیله کسی.
اباله. [ اِ ل َ ] ( ع مص ) بر بول کردن داشتن. کمیزانیدن. سرپا گرفتن.

فرهنگ فارسی

بر بول کردن داشتن سر پا گرفتن

جمله سازی با اباله

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بنا به تعریف سازمان ملل، جنجوید شامل مبارزانی است با پیشینه سیاه‌پوست آفریقائی که به زبان عربی تکلم می‌کنند. ریشه آن نیز از پیشینه یک اباله (شتربان) ناشی می‌شود که با استخدام مهم خود از مردم بقاره (گاوچران) به وجود آمده‌اند. از سال ۲۰۰۳ تاکنون آن‌ها یکی از بازیگران اصلی درگیری دارفور بوده‌اند که سودانی‌های بادیه‌نشین مسلمان با هویت عربی را علیه جمعیت ساکن مسلمان غیر عرب طی یک نبرد در منطقه و بر سر مالکیت منابع و زمین به جان هم انداخته‌اند.

محنت یعنی چه؟
محنت یعنی چه؟
رجل القوس یعنی چه؟
رجل القوس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز