استداد

لغت نامه دهخدا

استداد. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) استوار شدن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). استوار گردیدن. ( منتهی الارب ). || راست شدن. ( منتهی الارب ). استقامة. ( قطر المحیط ). || بند شدن: اِستدّت عیون الخرز؛ بند شد سوراخ های دوخت. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

استوار شدن

جمله سازی با استداد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در همان ابتدا استاد رستگار متوجه استداد این جوان شدند و او را برای جایگاه بالاتر تشویق کردند.

توانگر یعنی چه؟
توانگر یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز