شه بندر

لغت نامه دهخدا

شه بندر. [ ش َه ْ ب َ دَ ] ( اِ مرکب ) شهبندر. مخفف شاه بندر. رئیس سوداگران و بازرگانان. ( ناظم الاطباء ). || رئیس گمرک خانه. || بندر آزاد. || گمرک خانه. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به شاه بندر شود.

فرهنگ معین

(شَ. بَ دَ ) (اِمر. )۱ - رییس بازرگانان. ۲ - رییس بندر.

فرهنگ عمید

= شاه بندر

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - رئیس بازرگانان. ۲ - رئیس بندر. ۳ - بندر آزاد ٠

ویکی واژه

رییس بازرگانان.
رییس بندر.

جمله سازی با شه بندر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 همه مسابقات در بندر سری بگاوان، برونئی برگزار شد، از ۲۶ تا ۳۰ آگوست ۱۹۹۴.

💡 راه ما بر بندر صورت فتاد ای کاروان سخت می ترسم همی چشمی رسد دنباله را

💡 می‌برد تا بندر صورت دل سرگشته را کار ما با چشم خون‌بار است دریا بر طرف

💡 در اواخر غروب ۲۶ سپتامبر ۱۵۰۷، ناوگان پرتغالی به بندر هرمز نزدیک شد.

💡 علی‌اف از زمانی که به ریاست حزب (کمونیست) در جمهوری (آذربایجان) منصوب شد همان گونه که خانواده گامبینو، بندر نیویورک را اداره می‌کردند بر آذربایجان حکومت کرد.

💡 این روستا در ۴۰ کیلومتری شهر بندر خمیر و ۵۵ کیلومتری شرق شهر بندر لنگه قرار دارد.

جوجو یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
کنیسه یعنی چه؟
کنیسه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز