نحسین

لغت نامه دهخدا

نحسین. [ ن َ س َ ] ( اِخ ) به صیغه تثنیه، کنایه از زحل و مریخ است:
تا سعادت بخش انجم بخت اوست
حال نحسین را مبدل کرده اند.خاقانی.تا آسمان زمین تو گشت از غم و دریغ
چون مشتری میانه نحسین مجاورم.خاقانی.- نحسین فلک؛ زحل و مریخ. ( از آنندراج ) ( از غیاث اللغات ). کنایه از ستاره مریخ که نحس اصغر است و ستاره زحل که نحس اکبر.

فرهنگ فارسی

یا نحسان. زحل و مریخ را گویند.
( صفت ) تثنیه نحس درحالت نصبی وجری ( در فارسی مراعات این قاعده نکنند ): ۱ - دونحس. ۲ - زحل ومریخ: تا آسمان زمین توگشت ازغم ودریغ چون مشتری میانه نحسین مجاورم. ( خاقانی لغ. ) یانحسین فلک.زحل ومریخ.

دانشنامه آزاد فارسی

نحسین (اخترشناسی)
رجوع شود به:سیارات سبعه

جمله سازی با نحسین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تا سعادت بخش انجم بخت اوست حالا نحسین را مبدل کرده‌اند

💡 اگر نحسین را افتد قرانی دوا آن بی‌قرین دارد قران را

چوزه خون یعنی چه؟
چوزه خون یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز