مفسقه
مترادفها
گناه، فسق
متضادها
فضیلت، پارسایی، تقوا، نیکوکاری
لغت نامه دهخدا
( مفسقة ) مفسقة. [ م َ س َ ق َ ] ( ع اِ ) رجوع به مدخل بعد شود.
مفسقه. [ م َس َ ق َ ] ( ع اِ ) اسم مکان از فسق. بیت اللطف. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). محل فسق و فساد. ( کلیات شمس چ فروزانفر ج 7 فرهنگ نوادر لغات ). مفسقة:
قوت و غذای باب تو و عم و خال تو
ز آخال و از تکسک خرابات و مفسقه.سوزنی ( از یادداشت ایضاً ).این خواجه را چاره مجو بندش منه پندش مگو
کآنجا که افتاده ست او نی مفسقه نی معبده ست.مولوی.
فرهنگ فارسی
اسم مکان از فسق بیت اللف
جمله سازی با مفسقه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 این خواجه را چاره مجو بندش منه پندش مگو کان جا که افتادست او نی مفسقه نی معبدهست