لغت نامه دهخدا
مقیظ. [ م َ ] ( ع اِ ) جای تابستانی. ( مهذب الاسماء ). جای باشش در تابستان. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). جای اقامت در تابستان. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). مَقاظ. ( اقرب الموارد ). ییلاق. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
مقیظ. [ م َ ] ( ع اِ ) جای تابستانی. ( مهذب الاسماء ). جای باشش در تابستان. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). جای اقامت در تابستان. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). مَقاظ. ( اقرب الموارد ). ییلاق. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).