مضحکه

لغت نامه دهخدا

( مضحکة ) مضحکة. [ م ُ ح ِ ک َ ] ( ع ص، اِ ) آنچه سبب خنده و استهزاء گردد.( از ذیل اقرب الموارد ). و رجوع به مُضْحِکات شود.
مضحکه. [ م َ ح َ ک َ/ ک ِ ] ( از ع، اِ ) لطیفه و بذله. || مقلدو بذله گو. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به مَضاحِک شود.

فرهنگ معین

(مَ حَ کَ یا کِ ) [ ع. مضحکة ] (اِ. ) باعث خنده، مایة خنده.

فرهنگ عمید

باعث خنده، مایۀ خنده.

فرهنگ فارسی

باعث خنده، مایه خنده
(اسم ) ۱ - کسی که مورد خنده و استهزائ مردم قرارد گیرد. ۲ - گفته و مطلبی که موجب خند. شنونده گردد بذله جمع: مضاحک: چنانک بذلهای ناخوش و مضحکه ای سرد باشد که در مجلس بزرگی چنان بر کار نشیند و قایل آن از آن منفعتی یابد که بسیار بذله های خوش و مضاحک شیرین ده یک آن بخود نبیند. توضیح این کلمه در عربی مستعمل نیست.
آنچه سبب خنده و استهزائ گردد

فرهنگستان زبان و ادب

{burlesque} [هنرهای نمایشی] هجویه ای نمایشی که موضوع یا سبکی جدی را به سخره می گیرد و معمولاً با رقص و آواز همراه است

ویکی واژه

مضحکة
باعث خنده، مایة خنده.

جمله سازی با مضحکه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تلسکوپ فضایی هابل در ابتدا به دلیل تصاویر ارسالی مبهم، مضحکه خاص و عام شد و در فرهنگ عامه برای آن لطیفه ساختند.

💡 روزنامه‌های خارجی هم از بیانات لینکلن انتقاد کردند. تایمز لندن نوشت: «مراسم [در گتیسبورگ] توسط بعضی از متلک‌های بداقبال آن رئیس‌جمهور لینکلن بی‌نوا، به مضحکه تبدیل شد».

کاربراتور یعنی چه؟
کاربراتور یعنی چه؟
آب پنیر یعنی چه؟
آب پنیر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز