لغت نامه دهخدا
هجویه. [ هََ وی ی َ / ی ِ ] ( از ع،اِ ) هجو. هجونامه. شعری که در آن از کسی نکوهش کنندیا او را دشنام دهند. رجوع به هجو و هجونامه شود.
هجویه. [ هََ وی ی َ / ی ِ ] ( از ع،اِ ) هجو. هجونامه. شعری که در آن از کسی نکوهش کنندیا او را دشنام دهند. رجوع به هجو و هجونامه شود.
۱-(صفت ) مونث هجوی: (( اشعارهجویه ) ) ۲- (اسم ) هجونامه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نکتهٔ اول که بسیار بارز است، مربوط به عنوان فیلم میشود. این فیلم فقط در یک قسمت ساخته شدهاست و عبارت «قسمت اول» در انتهای فیلم، احتمالاً بازی با مخاطب یا خود یک هجویه بر آثاری از دیگران است که نیمه کاره رها شده یا خالق فرصت ساخت ادامهٔ آن را نداشتهاست.