لغت نامه دهخدا
نیم پری. [ پ ُ ] ( حامص مرکب ) نیم پر بودن. در ظرفی تانیمه چیزی بودن. || ( اصطلاح نجوم ) نصف الامتلاء. وقتی که ماه در تربیع باشد و آن در شب هفتم و بیست ویکم است. ( یادداشت مؤلف ) ( از مقدمه التفهیم ).
نیم پری. [ پ ُ ] ( حامص مرکب ) نیم پر بودن. در ظرفی تانیمه چیزی بودن. || ( اصطلاح نجوم ) نصف الامتلاء. وقتی که ماه در تربیع باشد و آن در شب هفتم و بیست ویکم است. ( یادداشت مؤلف ) ( از مقدمه التفهیم ).
حالت تربیع در ماه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تا که اسیر و عاشق آن صنم چو جان شدم دیو نیم پری نیم از همه چون نهان شدم