لغت نامه دهخدا
نوبتگه. [ ن َ / نُو ب َ گ َه ْ ] ( اِ مرکب ) نوبتگاه. رجوع به نوبت گاه شود:
به نوبتگه شه دوهندوی بام
یکی مقبل و دیگر اقبال نام.نظامی.همان نوبت پاس در صبح و شام
ز نوبتگه او برآورد نام.نظامی.به نوبتگه شاه بردندشان
به سرهنگ نوبت سپردندشان.نظامی.