منقبه
مترادفها
فضیلت، شایستگی
متضادها
رذیلت، عیب
لغت نامه دهخدا
منقبه. [ م َق َ ب َ / ب ِ ] ( از ع، اِ ) منقبة. منقبت:
به گاه منقبه چون خانه براهیم است
به وقت مظلمه چون قبه سلیمان است.
عبدالواسع جبلی ( دیوان چ صفاج 1 ص 63 ).
اخلاص و صدق و منقبه داریم و خود نداشت
غدر و نفاق و منقصه تا خاندان ماست.خاقانی.رجوع به منقبة و منقبت شود.
فرهنگ فارسی
( اسم ) آنچه مایه ستایش دیگران و فخر و مباهات شخص باشد هنر: [ داوود را صلی الله علیه با منقبت نبوت بدین ارشاد و هدایت مخصوص گردانید. ] ( کلیله.مصحح مینوی ۶ ) جمع: مناقب.
نیش بیطار که بدان آب گشاید از ناف ستور
جمله سازی با منقبه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 اخلاص و صدق و منقبه داریم و خود نداشت غدر و نفاق و منقصه تا خاندان ماست
💡 آن خانم با پوشیدن منقبه و چادر، با وقار و آرامش خاصی از میان جمعیت در بازار قدیمی شهر عبور کرد و به مقصد رسید.
💡 در برخی از کشورهای اسلامی، استفاده از منقبه به عنوان بخشی از پوشش سنتی و مذهبی زنان در محیطهای عمومی بسیار رایج است.
💡 او تصمیم گرفت برای حفظ حریم خصوصی و رعایت باورهای مذهبی خود، در محیطهای کاری از منقبه به عنوان پوشش اصلی استفاده کند.