لغت نامه دهخدا
مذکری. [ م ُ ذَک ْ ک ِ ] ( حامص ) عمل مذکر. واعظی. رجوع به مذکر شود: چون علم شرع که در روزگار قضا... و مذکری نرود. ( قابوسنامه از فرهنگ فارسی معین ).
مذکری. [ م ُ ذَک ْ ک ِ ] ( حامص ) عمل مذکر. واعظی. رجوع به مذکر شود: چون علم شرع که در روزگار قضا... و مذکری نرود. ( قابوسنامه از فرهنگ فارسی معین ).
شغل مذکر واعظی: چون علم شرع که در روزگارقضا... و مذکری نرود و نفع دنیا بعالم نرسد...
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چون تیبریوس فرزند مذکری نداشت، موریکیوس در سال ۵۸۲ میلادی، به جایگزینی وی برگزیده شد.
💡 بَرادَر که در فارسی ایران داداش هم گفته میشود، یکی از نسبتهای خانوادگی است و به فرد مذکری (غیر از خود فرد) که فرزند پدر و مادرش باشد گفته میشود. در واقع برادر به معنای همنیای مذکر است.
💡 خدای مذکری که الهههای بزرگ مجبور شدند جای خود را به او بدهند هومبَن بود. در طول هزارهٔ سوم هنوز او در مقام سوم قرار داشت، اما از اواسط هزارهٔ دوم قبل از میلاد در رأس خدایان ایلامی قرار گرفت. هومبَن به عنوان خدای آسمانها، در شوش، او شوهر الههٔ آسمانها بود که ابتدا پینیکیر و بعدها کیریریشَ بهشمار میآمد. در واقع، عنوان همسر بزرگ را داشت؛ که این ازدواج دوم منتج به تولد خدایی به نام هوترَن شد.
💡 کیمورا در زمان مرگ ۱۱۶ سال و ۵۴ روز سن داشت. او تنها انسان مذکری است که به ۱۱۶ سالگی رسیدهاست. مرگ او به دلایل طبیعی در ۱۲ ژوئن ۲۰۱۳ میلادی در بیمارستانی در زادگاهش، کیوتانگو در استان کیوتو روی داد. او آخرین مرد زندهٔ به جا مانده از سدهٔ ۱۹ میلادی بود.