قصده
لغت نامه دهخدا
( قصدة ) قصدة. [ ق َ ص َ دَ ] ( ع اِ ) یکی قَصَد. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). رجوع به قَصَد شود. || برگ و شاخ که نخستین برآید از درخت خاردار. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ).
قصدة. [ ق ِ دَ ] ( ع اِ ) پاره از چیزی شکسته. ج، قِصَد. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
پاره از چیزی شکسته جمع قصد
جمله سازی با قصده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و اعداد این فرق بودت بر سر زبان چون خوانی این قصده غر ای پر درر
💡 بگفت بر نمط این قصده است درست خجسته مطلعش این است ای ادیب همام
💡 پس پیر همچون شمع بپای خاست و زبانرا بزیور گفت بیاراست و این نظم بر قوم خواند و این قصده بر زبان راند: