مور حرص

لغت نامه دهخدا

مورحرص. [ ح ِ ] ( ص مرکب ) حریص همانند مور. با آزمندی مور. آزمند مانند مور. حریص: آن مورحرصان مارسیرت حبات حیات آثار قوم به هر راه تا به مجره می جستند. ( نفثةالمصدور ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) آزمند مانند مور حریص: [ و آن مور حرصان مار سیرت حباب حیات آثار قوم بهر راه تا به مجره می جستند. ] ( نفثه المصدور. چا. یز. ۴۱ )

جمله سازی با مور حرص

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جا داده ایم در دل خود مور حرص را سیمرغ را شکار مگس کرده ایم ما

💡 طمع از خوان بخیلان نکند قطع امید مور حرص از نی بی مغز شکر می طلبد

💡 چگونه خط ز لب یار چشم بردارد؟ که مور حرص نمی گردد از شکر دلگیر

جلوه کنان یعنی چه؟
جلوه کنان یعنی چه؟
چیره یعنی چه؟
چیره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز