لغت نامه دهخدا
موجش. [ ج َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان گاورود بخش کامیاران شهرستان سنندج واقع در 46 هزارگزی شمال خاوری کامیاران با 710 تن سکنه. آب آن از چشمه و راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 5 ).
موجش. [ ج َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان گاورود بخش کامیاران شهرستان سنندج واقع در 46 هزارگزی شمال خاوری کامیاران با 710 تن سکنه. آب آن از چشمه و راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 5 ).
دهی است از دهستان گاورود بخش کامیاران شهرستان سنندج.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گر چکد نقطهای از کلک تو در بحر محیط چون سخنهای تو موجش همه گوهر گردد
💡 دریای رحمتی است که موجش زعنبرست روی عرق فشان تو در زیر بال خط
💡 در آبش کرد سردی بسکه طوفان بود یخ بسته موجش همچو سوهان
💡 چو در موج اندر آید موج پیداست تو فرمایی که موجش غیر دریاست
💡 سرور جمله چونکه مولاناست موجش از بحر جان قویتر خاست
💡 به دریایی که همچون نوح، من افکندهام لنگر سفینه بر سر موجش بود تابوت ساحلها