لغت نامه دهخدا
ملامتگری. [ م َ م َ گ َ ] ( حامص مرکب ) ملامت گر بودن. سرزنش کردن:
برآشفت و برزد بر ابرو گره
گشاده زبان در ملامتگری.مولانا مظهر ( از آنندراج ).و رجوع به ملامتگر شود.
ملامتگری. [ م َ م َ گ َ ] ( حامص مرکب ) ملامت گر بودن. سرزنش کردن:
برآشفت و برزد بر ابرو گره
گشاده زبان در ملامتگری.مولانا مظهر ( از آنندراج ).و رجوع به ملامتگر شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تو هم ترک فرما ملامتگری چو من گاه میخند و گه میگری