گشو

لغت نامه دهخدا

گشو. [ گ ِ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان گاوگان بخش جبال بارز شهرستان جیرفت، واقع در85هزارگزی جنوب خاوری مسکون و 12هزارگزی شمال راه مالرو کروک به سبزواران. و دارای 4 تن سکنه است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ). قریه ای است فرسخی میانه ٔجنوب و مشرق ده بارز. ( فارسنامه ناصری ج 2 ص 217 ).
گشو. [ گ َ ]( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان خمیر بخش مرکزی شهرستان بندرعباس، واقع در 8500گزی شمال باختری بندرعباس و 15هزارگزی خاور راه مالرو داراب به بندرعباس. دارای 10 تن سکنه است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).

فرهنگ فارسی

ده کوچکی است از دهستان خمیر بخش مرکزی شهرستان بندر عباس.

جمله سازی با گشو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اِن لوشان در اصل اهل سغد و تاجیک بود، یا دست کم توسط آنها بزرگ شده بود. ان لوشان با دفاع از دودمان تانگ در برابر ختای و دیگر تهدیدها در شمال، توانست از نظر نظامی قدرت یابد پس از آن به چانگ‌آن، پایتخت حکومت فرا خوانده شد و چندین بار توانست از سوی صدراعظم، لی لینفو و پادشاه شوان زونگ اول ترفیع بگیرد و مورد لطف واقع شود. این مطلب باعث شد تا او هر چه بیشتر از نظر نظامی در شمال شرق چین قدرت بگیرد. پس از مرگ لی لینفو، رقابت‌هایی که میان ان لوشان با فرمانده گشو هان و صدراعظم یانگ گوئوژونگ بود باعث ایجاد تنش در حکومت شد.

اندر یعنی چه؟
اندر یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز