لغت نامه دهخدا
متباقی. [ م ُ ت َ ] ( ع ص ) باقی مانده و باقی و تتمه. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تباقی شود.
متباقی. [ م ُ ت َ ] ( ع ص ) باقی مانده و باقی و تتمه. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تباقی شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از جمله ۲۳۰۰۰ ان آبی متباقی از زغال سنگ گاز ونفت است. افغانستان دارای ۱۱ سد برقی است ۳۰ سال قبل ازین سدها۴۵۴ بیلون کیلووات برق در ساعت تولید میگردید. فعلاً حدود ۲۸۰–۳۰۰ میگاوات برق تولید میکند و۵۰۰ ان وارداتی است.
💡 بزکشی یکی از ورزشهای فرهنگی ترکمنها میباشد که در زبان ترکمنی به نام اوغلق یاد میگردد. متباقی مسائل عمل و عکسالعملها در بازی بزکشی، عیناً مانند دیگر اتباع افغانستان است. معمولاً بزکشی در روزهای خوشی، مراسم عروسی روزهای تاریخی اجرا میشود.
💡 سد (بند) برق ماهیپر در ۴۰ کیلومتری شهر کابل موقعیت دارد. این بند در سال ۱۳۴۴ به همکاری کشور آلمان اعمار گردیده دارای ۳ توربین به قدرت ۶۶ میگا وات برق میباشد. فعلاً یک توربین آن به قدرت ۱۹ میگا وات فعال است متباقی فرسوده شدهاست. این بند دارای ذخیره گاه طبیعی آب نبوده توسط واتر پمپ آب از پائین به بالا کشانیده شده از سرعت این آب برق استحصال میگردد.