میرزاد

لغت نامه دهخدا

میرزاد. ( ن مف مرکب ) مخفف میرزاده. امیرزاده. ( از یادداشت مؤلف ):
این، چو روز بار لشکر پیش میر میرزاد
وان چوروز عرض پیلان پیش شاه شهریار.منوچهری ( دیوان چ دبیرسیاقی ص 28 ).با دهش دست و دین و داد همی باش
میر همی باش و میرزاد همی باش.منوچهری.

فرهنگ عمید

میرزاده، امیرزاده.

فرهنگ فارسی

( صفت ) میرزاده: آمدی روزی بمکتب میرداد کودکی را دید پیش میرزاد. ( منطق الطیر )

جمله سازی با میرزاد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 موضعی کان میرزاد آنجایگاه تیر میانداخت هر روزی پگاه

💡 رفت پیش میرزاد آن مرد باز گفت میگوید که مردم در نیاز

جوجو یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
پیش تخته یعنی چه؟
پیش تخته یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز