نیرنگ سازی

لغت نامه دهخدا

نیرنگ سازی. [ ن َ / ن ِ رَ ] ( حامص مرکب ) شعبده بازی. شعبده گری. مشعبدی. تردستی. حقه بازی. عمل نیرنگ ساز. رجوع به نیرنگ ساز شود:
فغان زین چرخ کز نیرنگ سازی
گهی شیشه کند گه شیشه بازی.نظامی.شد از چشم فلک نیرنگ سازی
گشاد ابروی ها در دلنوازی.نظامی.به یک شعبده بست بازیش را
تبه کرد نیرنگ سازیش را.نظامی.- نیرنگ سازی کردن؛ گربزی و محتالی کردن. حیله گری کردن. غدر کردن:
به ماری چو من مهره بازی مکن
نبرد آر و نیرنگ سازی مکن.نظامی.

فرهنگ فارسی

۱ - ساحری جادو گری. ۲ - حقه بازی شعبده. ۳ - مکاری حیله گری.

جمله سازی با نیرنگ سازی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چه نیرنگ سازی به میدان کنون به چاره به آورد سازی فسون

💡 چنین گفت از کینه با ماه‌چهر که نیرنگ سازی کنی نام مهر

💡 دگر باره چرخش چه بازی نمود جهانش چه نیرنگ سازی نمود

💡 گرچه در نیرنگ سازی داشت دست بند نیرنگ قضایش دست بست

💡 چند در نیرنگ سازی روز گارت بگذرد؟ شبنم بیرنگ شو، با خار و گل همرنگ باش

💡 به ماری چو من مُهره‌باز‌ی مکن نبرد آر و نیرنگ سازی مکن

روان یعنی چه؟
روان یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز