نصیحت گذار

مترادف‌ها

پندگو، واعظ، نصیحت‌کننده

لغت نامه دهخدا

نصیحت گذار. [ ن َ ح َ گ ُ ] ( نف مرکب ) آن که پندو اندرز عرضه می کند. ( ناظم الاطباء ). نصیحت کار. نصیحت گر. نصیحت گوی. ( ازآنندراج ). نصیحت گزار:
چو آگاه شد آن نصیحت گذار
که ازپند او گرم شد شهریار.نظامی ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

آن که پند و اندرز عرضه می کند. نصیحت کار. نصیحت گر. نصیحت گوی.

جمله سازی با نصیحت گذار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در دست تو نهاده ببیعت کرام دست پیوسته با دل تو نصیحت گذار دل

💡 بخود در کشیده زبان، بسته گوش نصیحت گذار و نصیحت نیوش