می زدن

لغت نامه دهخدا

می زدن. [ م َ / م ِ زَ دَ ] ( مص مرکب )شراب خوردن. می خواری کردن. باده خوردن:
با عشق محرمیم چه خیزد ز دست عقل
خود کیست شحنه چون می با پادشا زنیم.قاآنی.ما خیمه به صحرای میامی زده ایم
با چنگ و رباب می پیاپی زده ایم.( منسوب به ملک الشعراء بهار ).

فرهنگ فارسی

شراب خوردن می خواری کردن باده خوردن

جمله سازی با می زدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 غوطه در می زدن از باده مرا سیر نکرد ماهی از آب محال است شود سیر در آب

💡 ساقیا شاید که جرم می زدن عفوت کنند گر دل مخموری از درد شرابی خوش کنی

هول یعنی چه؟
هول یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز