گل و بلبل
لغت نامه دهخدا
گل و بلبل. [ گ ُ ل ُ ب ُ ب ُ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) ترکیبی است که شاعران از آن سخن گویند و بویژه در غزلها بلبل را شیفته گل دانند و خوانندگی اورا برای گل پندارند. در بیشتر غزلهای شاعران ایران وصف گل و بلبل بکرات آمده است، چنانکه هم اکنون این موضوع از مضامین مبتذل بشمار می آید و به همین سبب برخی از خارجیان ایران را کشور گل و بلبل نامیده اند.
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - گل ( سرخ ) وبلبل ( که در تعبیر شاعران معشوق و عاشقند ). یا کشور ( مملکت ) گل و بلبل. ایران.
دانشنامه آزاد فارسی
رجوع شود به:آذر و سمندر
جمله سازی با گل و بلبل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مگو که شیفته بر گلبنی شدی خواجو که بیتو از گل و بلبل چو سوسن آزادم
💡 ماجرائی که میان گل و بلبل می رفت غنچه با مرغ سحر گفت صبا محرم نیست
💡 سه ماه از سپری شدن دنیاگیری کروناویروس میگذرد و اهالی محله گل و بلبل دوباره به زندگی عادیشان برگشتهاند. اما هنوز رفتارهای مراقبتی در آنها مشخص است.
💡 آهنگساز این مجموعه مهرداد نصرتی است که آهنگساز محله گل و بلبل نیز بود.
💡 به دلیل اینکه مجموعه بچهمحل دنبالهای بر مجموعه تلویزیونی محله گل و بلبل است، بیشتر بازیگران محله گل و بلبل در این مجموعه حضور دارند.
💡 پاینده باش تا ز گل و بلبل طرب دایم به چشم و گوش تو برگ و نوا رسد