گشانی

لغت نامه دهخدا

گشانی. [ گ ُ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان کرزان رود شهرستان تویسرکان، واقع در 21000گزی شمال باختر شهر تویسرکان. منطقه ای است کوهستانی و سردسیر و دارای 1290 تن سکنه است. آب آنجا از دره، رودخانه محلی و قنات تأمین میشود. محصول آن غلات، صیفی، میوه، عسل و لبنیات است. شغل اهالی زراعت و راه آن مالرو است. سرچشمه کرزان رود از این ده شروع میشود. نزدیکترین راه تویسرکان به همدان و خط سیم تلفن از ده در حدود 12000 گز است. تابستان از ایل قربانعلی به ارتفاعات این ده می آیند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).

جمله سازی با گشانی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گر تو از پرده به ما رخ بنمانی چه شود ور دری بر من درویش گشانی چه شود

💡 شود باغ خرم تر از نوبهاران به باغ ار گشانی به فصل خزان رخ

💡 دل ازین کمند سودا عجب ار خلاص یابد مگر آنکه تو گشانی گرهی ز زلف مشکین

💡 همچو من عقد گشانی نبود در عالم گر گره ز ابروی آن ترک خطا بگشایم

💡 د ای گل چه می گشانی پیش من این ورقها گر ناز و شیوه نبود زینها چه می گشاید

چیپ یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز