ناکشیده

لغت نامه دهخدا

ناکشیده. [ ک َ/ ک ِ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) تحمل ناکرده:
ای رنج ناکشیده که میراث می خوری
بنگر که کیستی تو و مال که می بری.اوحدی مراغه ای.|| وزن ناکرده. وزن ناشده. که آن را نکشیده اند و توزین نکرده اند. مقابل کشیده. رجوع به کشیده شود.

فرهنگ فارسی

تحمل نا کرده

جمله سازی با ناکشیده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کند کباب به خون ناکشیده آهو را ز بس ز گرمی آن شست گشت پیکان سرخ

💡 چون نیست پیکری که نپوشیده خلعتت مفرست ناکشیده بزین زینهار اسب

💡 بندگانند جمله فرمانبر ناکشیده به کفر و عصیان سر

💡 روزگاری ناکشیده محنت هجران تو چون توان از نعمت وصل تو برخوردار شد

💡 لشکر او پیش دشمن ناکشیده صف هنوز او بتیغ از لشکر دشمن بر آورده دمار

💡 ریاض کرب و بلا شد ز بلبلان خالی به شاخه های گل و سرو ناکشیده صفیر

قم اللیل یعنی چه؟
قم اللیل یعنی چه؟
پومپویر یعنی چه؟
پومپویر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز