لغت نامه دهخدا
نورم. [ نُرْ ] ( فرانسوی، اِ ) هنجار. ( لغات فرهنگستان ). رجوع به نورمال شود.
نورم. [ نُرْ ] ( فرانسوی، اِ ) هنجار. ( لغات فرهنگستان ). رجوع به نورمال شود.
هنجار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چراغم برفزور از شعله ذات ز نورم ساز روشن ذات ذرات
💡 چه نورم بتن تا نفس باقیست کنم هر زمان وصلت ای جان هوس
💡 اگر نورم بود از حق وگر نار خدایست او مرا با بندگی کار
💡 ظلمانیم ز شهوت، نورانی از محبت بنوازی ار به نورم ور سوزیَم به ناری
💡 چو نورم در همه اینجا پدید است از آن پنهانیم پیدا پدید است
💡 نی ز نورم دشت و در آئینه پوش نی به دریا از جمال من خروش