بریدن رگ
به معنای بریدن رگِ بدن است، اما در زبان فارسی میتواند کنایه از خودآزاری، جراحت شدید یا از دست دادن خون باشد. در متون غیرپزشکی ممکن است به صورت استعاری نیز به کار رود.
مترادفها
شاهرگ زدن
جمله سازی با بریدن رگ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او در یک لحظه ناگهانی و تحت فشار روحی بسیار شدید، اقدام به بریدن رگ خود کرد که باعث شد به سرعت نیاز به کمکهای پزشکی فوری پیدا کند.
💡 در فیلمهای درام جنایی، صحنه بریدن رگ یکی از حساسترین و تکاندهندهترین لحظاتی است که نشاندهنده اوج ناامیدی و فروپاشی روانی شخصیت اصلی داستان است.
💡 پزشک با دقت بسیار زیاد شروع به کار کرد تا از خونریزی ناشی از بریدن رگ آسیبدیده جلوگیری کند و وضعیت حیاتی بیمار را به پایداری برساند.