لغت نامه دهخدا
مزدی. [ م ُ ] ( ص نسبی ) منسوب به مزد. کار مزدی، کاری که در برابرش اجرت و مزد معینی پرداخته شود. رجوع به مزد شود.
مزدی. [ م ُ ] ( ص نسبی ) منسوب به مزد. کار مزدی، کاری که در برابرش اجرت و مزد معینی پرداخته شود. رجوع به مزد شود.
کار مزدی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سه شنبه ۸ شهریور، تعدادی از کارگران شهرداری اسالم در استان گیلان در اعتراض به عدم رسیدگی به درخواستهای مزدی و بیمهای خود در برابر شهرداری این شهر، تجمع اعتراضی داشتند.
💡 اما شفیع که به نزدیک مهمتران شغل کسی بگزارد، اگر رنجی کشد و برآن مزدی ستاند روا بود، به شرط آن که کاری کند که در وی دشواری بود و عوض فخر و جاه نستاند، و در کاری سخن گوید که روا بود. اگر در نصرت ظالم گوید یا در رسانیدن ادرار حرام گوید یا در پوشیدن شهادت حق گوید یا در کاری که آن حرام بود، عاصی بود و مزد وی حرام بود.
💡 بنابه به گزارش اتحادیه آزاد کارگران ایران هزاران تن از کارگران کارخانه ذوب آهن اصفهان با فراخوان از پیش اعلامشده دست به اعتصاب زدند. آنها خواهان افزایش دستمزد، اجرای صحیح طرح طبقهبندی مشاغل، همسانسازی حقوق با دیگر شرکتهای فولادی و دیگر موارد مزدی شدند.
💡 یا قَوْمِ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً ای گروه نمیخواهم از شما بر پیغام رسانیدن مزدی إِنْ أَجْرِیَ إِلَّا عَلَی الَّذِی فَطَرَنِی نیست مزد من مگر برو که بیافرید مرا، أَ فَلا تَعْقِلُونَ (۵۱) در نمییابید
💡 بودُلَف، در شاهنامه نام راوی شاهنامه است که شاهنامه را روایت میکرد. او به همراه علی دیلم که کاتب شاهنامه ابومنصوری بود، ظاهراً از این کار خود مزدی هم دریافت میکردهاند.
💡 و گویند چون موسی علیه السّلام حدیث طمع کرد بخضر علیه السَّلام گفت، لوشئتَ لَتِّخَذْتَ عَلَیْهِ اَجْرَاً. گفت اگر مرادت بودی مزدی فراستدی. خضر گفت علیه السّلام هذَا فِراقٌ بَیْنی وَبَینَک.