مجرمی
مترادفها
گناهکار، مجرم، خطاکار
متضادها
بیگناهان، پاکان
لغت نامه دهخدا
مجرمی. [ م ُ رِ ] ( اِخ ) از مردم هرات و از شعرای نیمه اول قرن دهم بود و اکثر اوقات در ماوراء النهر اقامت داشت. این رباعی از اوست:
شوخی که نقاب از رخ خود برنگرفت
جز جور و جفا طریق دیگر نگرفت
گفتیم برافروز شبی شمع وصال
افسوس که گفتیم بسی در نگرفت.
و رجوع به مجالس النفایس ص 169 و فرهنگ سخنوران شود.
فرهنگ فارسی
مجرم بودن مجرمیت.
جمله سازی با مجرمی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شیخ گفت که رسول گفت صلی اللّه علیه و سلم: مَنْ لَمْ یَقْبَل من...(؟) صادِقاً کانَ اَوْکاذِباً لَمْ یَرِدْ عَلی الْحَوْض هرکه قبول نکند عذر مجرمی کی بعذر پیش آید راست یا دروغ از حوض من آب نخورد.
💡 هنگامی که تطبیقی از یک بانک داده ملی دی ان ای برای پیوند دادن صحنه جنایت به مجرمی که نمونه دی ان ای را به یک پایگاه داده ارائه کرده است، ایجاد میشود، این پیوند اغلب به عنوان ضربه سرد شناخته میشود. ضربه سرد در ارجاع آژانس پلیس به یک مظنون خاص ارزش دارد، اما ارزش شواهد کمتری نسبت به تطبیق دی ان ای ساخته شده از خارج از بانک اطلاعات دی ان ای دارد.
💡 گر مجرمی بخشیدمت وز جرم آمرزیدمت فردوس خواهی دادمت خامش رها کن این دعا
💡 وقتی همسرش توسط مجرمی که او را کنار گذاشتهاست به قتل میرسد، میسون، کارآگاه سخت بینی، عمداً دستگیر میشود تا انتقام بگیرد. درحالی که میسون یک کار جدید جنایی را کشف کرد که افراد برای حفاظت از کسانی که پشت آن هستند، دست به قتل میزنند.
💡 از گنهکاران که داند مجرمی را؟ گو: بخواند آنکه میداند شکفتن این چنین گلها ز خاری